سیب دونه

حلیم پزی خونه مامان جونی

1393/8/9 22:11
نویسنده : مامانی
170 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دل مادریبوس

عشق مادری حالت چه طوره؟ امروز خیلی اذیت شدی فدات شم.؟بغل

امروز 6 محرم  بود. 6 سالیه که تو چنین روزی تو حیاط مامان جون اینا حلیم میپزیم.آرام

عزیزم کلی برای شماو پدر جون که مریضند دعا کردم.گریه ان شاالله سال دیگه هم شما صحیح وسالم به دنیا اومده باشی و هم پدر جون به حق شش ماهه علی اصغر بزودی شفا بگیرند و سال بعد چنین روزی با هم حلیم بپزیم.فرشته

مادری خیلی دلم میخواد ببینمت ، ببوسمت.وای ی ی ی ی ی قربون دستای کوچلوت بشم.بوسبوس

دیروز بچه خاله فاطمه بدنیا اومدمنم  رفتم دیدمش خیلی نا ناز بود .زبان

از خدا میخوام که این روزای آخر تند تند بگذره تا منم حس مادری رو با پوست و جونم لمس کنم فدات شم.بغل

عزیز دلم خاله معصومه دوست مامانی بهتون یه کالسکه هدیه دادند که خیلی نازه.محبت

گذاشتم رو به روم که همش نیگاش کنم.خجالتیه سرهمی هم براتون خریدم .

زود بیا تا خراب نشدن تنت کنمخندونک آخه از بس هر روز میگیرم و نگاش میکنم فکر نمیکنم بتونی ازش استفاده کنی.چشمک 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به سیب دونه می باشد